الشيخ علي المشكيني

94

تفسير روان (فارسى)

يعنى : پس سامرى از ميان زيورهاى آب شده و آنچه خود در آن افكنده بود براى بنىاسرائيل گوساله‌اى درآورد كه جسدى بود و صداى گوساله مىداد . از كلمهء « أخرج » استفاده مىشود كه سامرى ساختن گوساله و تنظيم كار آن را در پنهانى انجام داده و به ناگاه آن را در مرأى و منظر بنىاسرائيل قرار داده است . فَقَالُوا هذَا إِلهُكُمْ وَإِلهُ مُوسَى فَنَسِىَ يعنى : پس از آن سامرى و كسانى كه از آغاز همفكر او بودند و يا با ديدن آن گوساله گرويدند ، به مردم گفتند : اين معبود شما و معبود موسى است كه پيوسته از او سخن مىگفت ، و حال اين را فراموش كرده و به سراغش به كوه طور رفته است . أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرّاً وَلَا نَفْعاً اين آيه به عنوان توبيخ و تقبيح حال آنها و در بيان اين است كه آنها از ابتدايىترين ادراكات عقلى و احساسات وجدانى دور بودند در صورتى كه در وجدان همهء آنها اين مقدار مرتكز بود كه بايد معبود مجسم و ربّشان در حدى باشد كه درخواستشان را بشنود و پاسخ گويد و ضررى را از آنها دفع كند و سودى به آنها رساند . معناى آيه : آيا نمىديدند كه آن گوساله به سوى آنها توجهى از نظر سخن ندارد ، يعنى نه او با آنها سخن مىگويد و نه سخن آنها را مىشنود ، و او هيچ توانى بر دفع ضرر و زيانى از آنها و جلب سود و نفعى براى آنها ندارد ؟ ! وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ يَاقَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِى وَأَطِيعُوا أَمْرِى « 90 » قَالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى « 91 » لغت : بَرِحَ الشىءُ - از باب عَلِم - : زايل شد و رفت . عَكَفَ على الشىء - از باب نَصَر - : ملازم او شد .